السيد الخميني
490
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
بكُشندشان ! اگر احتمال اين معنا را بدهد ملت ، يك مسألهء مهمى است . مسائل مهمه را احتمال هم وقتى كه انسان بدهد بايد احتياط كند او را . اگر شما يك احتمال صحيحى بدهيد كه از اين اتاق وقتى كه مىرويد بيرون ، يك حيوان ، يك سَبُعى در اينجا هست كه شما را مىكُشد ، نخواهيد رفت از اينجا بيرون . همان احتمالش را بدهيد . منتها خوب ، حالا ما احتمال را نمىدهيم . اما اگر من احتمال اين معنى را بدهم ، شما احتمال اين معنى را بدهيد كه بيرون اينجا يك سَبُعى است آدمكش ، احتياط مىكنيد نمىرويد بيرون . ما احتمال اين معنى را مىدهيم كه اين خانواده يك سبعى هستند كه اينها ملت را خواهند به باد داد ؛ همان طورى كه تا حالا كردهاند بعد از اين هم خواهند كرد ؛ يك آلت دستى هستند از غير - مسأله اين حرفها نيست كه ؛ ما حالا روى احتمال داريم صحبت مىكنيم و الّا مسألهء احتمال نيست - ايشان يك آلت دستى است ؛ پدر ايشان هم يك آلت دستى بود . آنها مىخواهند حالا آن آلت دست ديگرى - آن بعدى - را آلت دست قرار بدهند براى خودشان ؛ و چطور ملت مىتواند قبول بكند كه اينها باز باشند و آقايى بكنند بر ملتى ، در صورتى كه آن طور خيانتها را كردهاند . بنا بر اين اصل اول ما را گمان ندارم كه بتواند كسى انكار كند كه اين اصل نبايد باشد . اصل دوم ، برچيدن نظام سلطنتى يكى هم قضيهء اصل دوم اين است كه اصل رژيم سلطنتى بىربط است . رژيم سلطنتى رژيم كهنهء ارتجاعى است . در وقت خودش هم بىربط بوده است . اينكه ارتجاع مىگوييم ، يكوقت اين است كه يك چيزى در وقت خودش خوب بوده است ولى حالا ديگر كهنه شده است ؛ سلطنت اگر چنانچه در وقت خودش هم يك چيزى بوده ، حالا ديگر كهنه شده ، ديگر سلطنت يك مسألهء ارتجاعى است ؛ لكن سلطنت از اول چيز مزخرفى بوده . يك آدم ، سلطان بر يك مردم بدون اينكه مردم اختيارى داشته باشند ! حالا آن شخص اول و سلطان اولش كه هميشه با زور آمدهاند به مردم تحميل شدهاند . هيچ وقت نبوده است كه مردم اراده داشته باشند در تعيين يك سلطان . هميشه با قلدرى و